مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
839
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 1 ، ص 125 و 191 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 98 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 237 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 302 . نسخ قياس نسخ حكم شرعى مستفاد از قياس و نسخ حكم به وسيله قياس نسخ قياس ، به معناى نسخ حكم شرعى ثابت شده به وسيله قياس مىباشد ، مانند : فرض اثبات حكم حرمت شرب نبيذ از طريق قياس آن به حرمت شرب خمر و سپس نسخ آن به سبب نصى كه از شارع مقدس رسيده است . ميان اصوليون اهل سنت بحث است كه آيا نسخ قياس جايز است يا نه ؛ بيشتر آنان معتقدند اگر قياس در زمان حيات رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله حاصل شده باشد نسخ آن جايز است ، زيرا نصى كه از طريق وحى ثابت شده ، در عمل ، نسخ را انجام داده است ؛ اما اگر بعد از حيات آن حضرت باشد جايز نيست . همچنين ، اصوليون اهل سنت درباره نسخ به قياس قياس ، ناسخ شود نيز اختلاف دارند ؛ بيشتر آنان معتقدند پس از حيات نبى صلّى اللّه عليه و آله نسخ به قياس جايز نيست ، اما در زمان حيات آن حضرت جايز است ، اعم از اينكه منسوخ ، قياس ديگر باشد يا نص ديگر . اما نزد اصوليون شيعه كه قياس را دليل ندانسته و معتقدند حكم شرعى به واسطه آن ثابت نمىشود ، هم نسخ به سبب قياس و هم نسخ خود قياس امكان ندارد . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 976 . علم الهدى ، على بن حسين ، الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 459 . عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد الله ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، جزء 1 ، ص 332 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص ( 309 - 308 ) . نسخ كتاب ر . ك : نسخ قرآن نسخ كتاب به كتاب ر . ك : نسخ قرآن به قرآن نسخ كلى برداشتن حكمى شرعى از تمام مكلفان مخاطب آن حكم نسخ كلى ، مقابل نسخ جزئى بوده و به معناى نسخ حكم سابق و برداشتن آن از تمامى افرادى است كه حكم بر آنها ثابت بوده است ؛ يعنى حكمى كه در گذشته بر همه مكلفان ثابت بوده است به وسيله دليل ناسخ از همه آنها برداشته مىشود ( نه از برخى از آنها ) . براى نمونه ، طبق آيه شريفه : وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ ، « 1 » مدت عده وفات زنان شوهر مرده يك سال تشريع گرديد ، اما بعد به موجب آيه شريفه : وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً ، « 2 » حكم اول نسخ گرديد و مدت عده وفات براى چنين زنانى چهار ماه و ده روز تعيين شد . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 241 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 179 . نسخ لفظ قرآن ر . ك : نسخ تلاوت قرآن نسخ متواتر ر . ك : نسخ سنت متواتر نسخ مجازى برداشتن حكم مستفاد از دليل مقيّد به وقت معيّن نسخ مجازى ، مقابل نسخ حقيقى بوده و به اين معنا است كه حكم منسوخ ، در لسان دليل خود ، به مدت معينى محدود باشد و زمان آن به سر آيد ، كه اين در حقيقت ، نسخ نيست ، گرچه به صورت مجازى به آن نسخ اطلاق مىشود . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 124 و 206 . نسخ محظور به مباح نسخ حرمت ، با جايگزين شدن اباحه نسخ محظور به مباح ، از اقسام نسخ تحريم بوده و به معناى نسخ حكم تحريم از جانب شارع مقدس ، همراه با جايگزين نمودن حكم اباحه مىباشد ، مانند : نسخ حكم حرمت مباشرت با زنان در شبهاى ماه مبارك رمضان ، با آيه شريفه : أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ . . . . « 1 * » ابن عقيل ، على بن عقيل ، الواضح فى اصول الفقه ، ص 140 . نسخ مرتبط به جعل ر . ك : نسخ جعل نسخ مرتبط به مصلحت ر . ك : نسخ مصلحت نسخ مصلحت نسخ حكم شرعى به لحاظ ملاك و مصلحت آن نسخ مصلحت ، مقابل نسخ جعل ، و به معناى نسخ ملاك يا مصلحتى است كه شخص به وجود آن در شىء معين اعتقاد داشته است ، اما انتفاى آن مصلحت بر او آشكار مىگردد .
--> ( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 240 . ( 2 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 234 . ( 1 * ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 187 .